همهٔ فصل‌ها
۰:۳۷

ساخت فرآیند#

از یک بوم خالی تا کاری که هر روز خودش انجام می‌شود. طولانی‌ترین فصل این راهنماست، چون بیشترین کار همین‌جاست.

یک فرآیند از نزدیک: گام‌ها روی بوم، پنل بازرسی، کارت ایرادها و راه‌های اجرا.
  1. بوم تازه

    از «فرآیندها» دکمهٔ «فرآیند جدید» را بزنید. بوم با دو گام باز می‌شود که همیشه سر جایشان هستند: «شروع» و «پایان». هرچه بین این دو بگذارید، همان کاری است که فرآیند انجام می‌دهد.

    دکمهٔ ذخیره‌ای وجود ندارد و دنبالش نگردید. هر تغییری روی بوم خودش ذخیره می‌شود و گوشهٔ صفحه می‌گوید کارش به کجا رسیده. اگر اینترنت قطع شود تغییرها نگه داشته می‌شوند و بعد خودشان می‌روند.

  2. هر اجرا روی چه چیزی؟

    «ورودی‌ها»، روی جزیرهٔ پایین بوم، منبع کار را تعیین می‌کند: محتوای تازه از منابع خبری، سطرهای یک فایل یا متنی که می‌چسبانید، موردهایی که از یک API می‌گیرید، یا پیام‌هایی که به تلگرام می‌رسد. هر مورد این صف یک اجراست.

    لازم نیست فرآیند ورودی داشته باشد. اگر هیچ منبعی انتخاب نکنید، صفی هم نیست: هر اجرا یک بار از «شروع» تا «پایان» می‌رود و گام‌ها با پرامپت خودشان کار می‌کنند.

  3. گام‌ها و سیم‌کشی

    از دستگیرهٔ لبهٔ هر کارت بکشید تا یال بسازید، یا فقط کلیک کنید تا گام تازه همان‌جا اضافه شود. دو جور گام هست: «ایجنت»، که با یک مدل کاری روی متن انجام می‌دهد، و «شرط»، که مسیر را به دو شاخهٔ «بله» و «خیر» می‌برد.

    گامی که نه ورودی دارد و نه خروجی، در اجرا اصلاً دیده نمی‌شود و هرچه برایش تنظیم کرده‌اید بی‌اثر می‌ماند. «مرتب‌سازی» بوم را دوباره می‌چیند تا ببینید چه چیزی به چه چیزی وصل است.

  4. داخل یک گام

    روی یک گام بزنید تا پنل بازرسی باز شود. «پرامپت» می‌گوید چه بخواهد، «مدل» با چه چیزی، «ابزار» اجازهٔ چه کاری بیرون از متن دارد، و «منابع دانش» کدام سندهای کتابخانه را پیش چشمش می‌گذارد.

    در «مدل»، «نوع فعالیت» تعیین می‌کند گام متن بنویسد، تصویر بسازد، ویدیو بسازد، متن را با صدای گوینده بخواند، یا صدا را به متن تبدیل کند. دو تای آخر اصلاً پرامپت نمی‌خواهند.

  5. کارت ایرادها

    کارت ایرادها همیشه می‌گوید فرآیند در چه حالی است. «ایراد بازدارنده» یعنی اجرا ممکن نیست، و «هشدار» یعنی اجرا می‌شود ولی چیزی آن‌طور که فکر می‌کنید نیست. هر سطر می‌گوید کدام گام و چرا.

    این کارت سخت‌گیرتر از خود اجرا نیست: موتور اجرا دقیقاً همین‌ها را رد می‌کند. پس فرآیندی که این‌جا سالم است، جای دیگری به همین دلیل‌ها نمی‌ایستد.

  6. اول آزمایش، بعد اجرا

    «نشست آزمایش» فرآیند را گام‌به‌گام جلو می‌برد: هر گام را جدا اجرا می‌کند و ورودی، روند فکر مدل، خروجی، زمان و هزینه‌اش را نشان می‌دهد. پرامپت را همان‌جا عوض می‌کنید و همان گام را دوباره می‌گیرید.

    گامی که اثر بیرونی دارد، یعنی چیزی می‌فرستد یا جایی منتشر می‌کند، خودش اجرا نمی‌شود. اول باید در پنل بازرسی تأییدش کنید، تا آزمایش یک فرآیند نیمه‌کاره چیزی را واقعاً منتشر نکند.

  7. سه راه اجرا

    «اجرای فرآیند» سه حالت دارد: با دست، خودکار سر ساعت یا هر چند وقت یک بار، و با فراخوانی API از بیرون. برای حالت خودکار می‌شود گفت اگر اجرا شکست خورد چند بار دیگر تلاش کند؛ پیش‌فرض خاموش است.

    هر اجرا از اعتبار همان فضای کاری خرج می‌کند که فرآیند داخلش است، نه از اعتبار کسی که دکمه را زده. اجرای خودکار هم همین‌طور، حتی وقتی هیچ‌کس پای صفحه نیست.

  8. انتشار یک نسخه

    «انتشار» از فرآیند یک نسخه ثبت می‌کند. پیش از ثبت، «بررسی تغییرات» سطر به سطر می‌گوید نسبت به نسخهٔ قبل چه چیزی عوض شده: کدام گام اضافه شد، کدام پرامپت، کدام مدل، کدام یال.

    انتشار کلیدی نیست که فرآیند را روشن کند. اجرا همیشه از همان چیزی انجام می‌شود که روی بوم می‌بینید؛ نسخه‌ها تاریخچه‌اند، برای اینکه بعداً بدانید چه وقت چه چیزی عوض شد و بتوانید به عقب برگردید.

اولین فرآیندتان را بسازید.

ساخت حساب

روال

بیانیه

باارزش‌ترین چیزی که هر آدمی با خودش سر کار می‌آورد، توجه اوست. هرکدام از ما هر روز مقدار محدودی انرژی و تمرکز و حضور داریم، و روزی که خرج شود برنمی‌گردد. این دربارهٔ تک‌تک آدم‌های یک تیم درست است، نه فقط کسانی که بالای هرم‌اند. پس پرسش واقعی هر شرکت، پرسش ساده‌ای است: از آدم‌ها می‌خواهیم روزهایشان را خرج چه کنند؟

بیشتر وقت‌ها پاسخ، تکرار است. از آدم‌ها می‌خواهیم کپی کنند، بچسبانند، قالب را مرتب کنند، همان فهرست را یک بار دیگر چک کنند و همان پیام را برای صدمین بار بنویسند. کار تمام می‌شود، ولی چیزی از دست رفته است. کسی که کار تکراری می‌کند، کسی است که فکر نمی‌کند. به نظر ما این اشتباه بزرگی است؛ نه به این دلیل که چنین کاری در شأن کسی نیست، بلکه به این دلیل که آدم ابزار درستی برای آن نیست. ماشین با تکرار صبور است. آدم نیست، و لازم هم نیست باشد.

ما داریم آن روی دیگر را می‌سازیم. مدل‌ها حالا هم توان پردازش دارند و هم هوش لازم را، تا بخش تکرارشونده را بردارند: خواندن، دسته‌بندی، پیش‌نویس‌نویسی، هر چیزی که از الگویی شناخته‌شده پیروی می‌کند. آن را واگذار کنید و ببینید چه برای آدم‌ها می‌ماند: ساختن، کنجکاو ماندن، کلنجار رفتن با مسئله‌هایی که پاسخ قطعی ندارند، نشستن پای پرسشی که هنوز روشن نشده، و ساختن چیزی تازه و بعد باز هم عوض‌کردنش. روز یک آدم باید خرج همین‌ها شود. به نظر ما این باید روز معمولی باشد، نه روز کمیاب.