همهٔ فصل‌ها
۰:۲۲

کار با گفت‌وگو#

همان کار فصل قبل، بدون کشیدن حتی یک یال: بگویید چه می‌خواهید و همان‌جا ساخته می‌شود.

گفت‌وگو: انتخاب مدل، خواستن یک فرآیند، و کارهایی که برای ساختنش انجام می‌دهد.
  1. این‌جا فقط جواب نمی‌دهد

    «گفت‌وگو» در نوار کناری یک چت معمولی نیست. همان چیزی که در فصل قبل با دست ساختید را می‌تواند خودش بسازد: فرآیند تازه درست کند، گام اضافه کند، دو گام را به هم وصل کند، پرامپت یک گام را بهتر کند.

  2. مدل را خودتان انتخاب می‌کنید

    زیر کادر نوشتن، نام مدل فعلی است. رویش بزنید تا فهرست باز شود؛ می‌شود جست‌وجو کرد و آنچه ما پیشنهاد می‌دهیم علامت دارد. انتخابتان برای همین گفت‌وگو می‌ماند.

  3. چطور بخواهید

    مثل کسی که به همکارش کار می‌سپارد بنویسید: «فرآیندی بساز که هر روز خبرهای فناوری را خلاصه کند و در تلگرام بگذارد.» اگر چیزی به ذهنتان نمی‌رسد، چهار نمونه زیر کادر آماده است.

    لازم نیست از اول دقیق باشید. چیزی می‌سازد، نشانتان می‌دهد، و بعد می‌گویید کجایش را عوض کند.

  4. می‌بینید چه کار کرد

    زیر هر پاسخ، سطرهایی می‌گوید چه کارهایی انجام شده: «دیدن فهرست فرآیندها»، «افزودن یک گام»، «وصل کردن دو گام». هر سطر باز می‌شود و ورودی و نتیجهٔ همان کار را نشان می‌دهد.

    این سطرها را بخوانید، مخصوصاً اولین بارها. تنها راه فهمیدن اینکه فرآیند را همان‌طور که خواستید چیده یا نه، همین است.

  5. چیزهایی که بی‌اجازه انجام نمی‌دهد

    ساختن و عوض کردن را خودش انجام می‌دهد، ولی اجرای یک فرآیند را نه: برایش کارتی بالا می‌آورد و می‌پرسد. تا خودتان نگویید «این را انجام بده»، اجرا نمی‌شود.

    دلیلش روی همان کارت نوشته شده: اجرای یک فرآیند اعتبار خرج می‌کند، و اگر گام آخرش ابزار انتشار داشته باشد واقعاً چیزی را جایی منتشر می‌کند.

  6. گفت‌وگوهای پیشین

    بالای صفحه، «گفت‌وگوهای پیشین» همهٔ چت‌های قبلی را نگه داشته و «گفت‌وگوی تازه» یکی از نو باز می‌کند. برای هر کار جداگانه یک گفت‌وگوی جدا بهتر است.

    اگر گفت‌وگو خیلی طولانی شود، بخش‌های اول را خودش خلاصه می‌کند تا بشود ادامه داد، و همان‌جا می‌گوید تا کجا خلاصه شده.

بگویید چه فرآیندی می‌خواهید.

ساخت حساب

روال

بیانیه

باارزش‌ترین چیزی که هر آدمی با خودش سر کار می‌آورد، توجه اوست. هرکدام از ما هر روز مقدار محدودی انرژی و تمرکز و حضور داریم، و روزی که خرج شود برنمی‌گردد. این دربارهٔ تک‌تک آدم‌های یک تیم درست است، نه فقط کسانی که بالای هرم‌اند. پس پرسش واقعی هر شرکت، پرسش ساده‌ای است: از آدم‌ها می‌خواهیم روزهایشان را خرج چه کنند؟

بیشتر وقت‌ها پاسخ، تکرار است. از آدم‌ها می‌خواهیم کپی کنند، بچسبانند، قالب را مرتب کنند، همان فهرست را یک بار دیگر چک کنند و همان پیام را برای صدمین بار بنویسند. کار تمام می‌شود، ولی چیزی از دست رفته است. کسی که کار تکراری می‌کند، کسی است که فکر نمی‌کند. به نظر ما این اشتباه بزرگی است؛ نه به این دلیل که چنین کاری در شأن کسی نیست، بلکه به این دلیل که آدم ابزار درستی برای آن نیست. ماشین با تکرار صبور است. آدم نیست، و لازم هم نیست باشد.

ما داریم آن روی دیگر را می‌سازیم. مدل‌ها حالا هم توان پردازش دارند و هم هوش لازم را، تا بخش تکرارشونده را بردارند: خواندن، دسته‌بندی، پیش‌نویس‌نویسی، هر چیزی که از الگویی شناخته‌شده پیروی می‌کند. آن را واگذار کنید و ببینید چه برای آدم‌ها می‌ماند: ساختن، کنجکاو ماندن، کلنجار رفتن با مسئله‌هایی که پاسخ قطعی ندارند، نشستن پای پرسشی که هنوز روشن نشده، و ساختن چیزی تازه و بعد باز هم عوض‌کردنش. روز یک آدم باید خرج همین‌ها شود. به نظر ما این باید روز معمولی باشد، نه روز کمیاب.