همهٔ فصل‌ها
۰:۳۹

ساخت حساب#

از صفحهٔ اول تا فضای کاری آماده. یک بار انجام می‌شود و حدود دو دقیقه طول می‌کشد.

ساخت حساب از ابتدا: ایمیل، کد شش‌رقمی، مشخصات حساب، و چهار پرسش آشنایی.
  1. در، یکی است

    از هر جای سایت، «ساخت حساب» یا «ورود» شما را به /auth می‌برد. همان یک صفحه هم حساب می‌سازد و هم وارد می‌کند؛ لازم نیست از قبل بدانید کدام را می‌خواهید.

  2. اول ایمیل

    ایمیلتان را بنویسید و ادامه بدهید. اگر ترجیح می‌دهید، «ادامه با گوگل» همین‌جاست و بقیهٔ مرحله‌ها را رد می‌کند.

    صفحه به شما نمی‌گوید این ایمیل حساب دارد یا نه، و این عمدی است: اگر می‌گفت، هر کسی می‌توانست با آزمودن آدرس‌ها بفهمد چه کسانی مشتری ما هستند.

  3. کد یا رمز

    یک کد شش‌رقمی به ایمیلتان می‌رسد. اگر قبلاً رمز ساخته‌اید، از همان صفحه می‌توانید به‌جای کد رمز بزنید؛ هر دو یک مرحله‌اند و رفت‌وبرگشت بینشان آزاد است.

    هیچ صفحهٔ «رمزم را فراموش کرده‌ام» وجود ندارد، چون لازم نیست: کد همان کاری را می‌کند که بازیابی رمز می‌کرد.

  4. نام، موبایل، رمز

    اگر این ایمیل تازه است، نام و نام خانوادگی و رمزی دست‌کم هشت‌نویسه‌ای خواسته می‌شود. شمارهٔ موبایل اختیاری است؛ اگر بدهید، با آن هم می‌توانید وارد شوید. نام همان چیزی است که همکارهایتان بعداً کنار کارها می‌بینند.

    شماره را با ارقام فارسی هم بنویسید مشکلی نیست؛ همان‌جا به لاتین تبدیل می‌شود. اگر با گوگل آمده باشید همین فرم را می‌بینید بدون خانهٔ رمز، چون گوگل هویت را تأیید کرده است.

  5. چهار پرسش آشنایی

    بعد از ساخت حساب به «آشنایی» می‌روید: نقشتان، دپارتمانتان، اینکه چطور با روال آشنا شدید، و دعوت هم‌تیمی‌ها. جواب‌ها تعیین می‌کنند اول چه چیزی به شما نشان داده شود.

    هر کدام را می‌شود رد کرد و بعداً عوض کرد. مرحلهٔ دعوت هم اجباری نیست؛ همکارها را هر وقت خواستید می‌شود اضافه کرد.

  6. فضای کاری شما آماده است

    آخرین صفحه می‌گوید چه کسی اضافه شد و برای چه کسی لینک دعوت ساخته شد، و شما را به فضای کاری می‌رساند. از این‌جا به بعد همه‌چیز داخل همان فضاست.

    ساخت حساب رایگان است، ولی اجرای هر گام اعتبار خرج می‌کند و فضای کاری تازه بدون اعتبار باز می‌شود. قبل از اولین اجرا از «صورتحساب و مصرف» شارژ کنید.

حالا نوبت خودتان است.

ساخت حساب

روال

بیانیه

باارزش‌ترین چیزی که هر آدمی با خودش سر کار می‌آورد، توجه اوست. هرکدام از ما هر روز مقدار محدودی انرژی و تمرکز و حضور داریم، و روزی که خرج شود برنمی‌گردد. این دربارهٔ تک‌تک آدم‌های یک تیم درست است، نه فقط کسانی که بالای هرم‌اند. پس پرسش واقعی هر شرکت، پرسش ساده‌ای است: از آدم‌ها می‌خواهیم روزهایشان را خرج چه کنند؟

بیشتر وقت‌ها پاسخ، تکرار است. از آدم‌ها می‌خواهیم کپی کنند، بچسبانند، قالب را مرتب کنند، همان فهرست را یک بار دیگر چک کنند و همان پیام را برای صدمین بار بنویسند. کار تمام می‌شود، ولی چیزی از دست رفته است. کسی که کار تکراری می‌کند، کسی است که فکر نمی‌کند. به نظر ما این اشتباه بزرگی است؛ نه به این دلیل که چنین کاری در شأن کسی نیست، بلکه به این دلیل که آدم ابزار درستی برای آن نیست. ماشین با تکرار صبور است. آدم نیست، و لازم هم نیست باشد.

ما داریم آن روی دیگر را می‌سازیم. مدل‌ها حالا هم توان پردازش دارند و هم هوش لازم را، تا بخش تکرارشونده را بردارند: خواندن، دسته‌بندی، پیش‌نویس‌نویسی، هر چیزی که از الگویی شناخته‌شده پیروی می‌کند. آن را واگذار کنید و ببینید چه برای آدم‌ها می‌ماند: ساختن، کنجکاو ماندن، کلنجار رفتن با مسئله‌هایی که پاسخ قطعی ندارند، نشستن پای پرسشی که هنوز روشن نشده، و ساختن چیزی تازه و بعد باز هم عوض‌کردنش. روز یک آدم باید خرج همین‌ها شود. به نظر ما این باید روز معمولی باشد، نه روز کمیاب.